تبليغاتX
#.::کانون پانا چایپاره::.#
 
آرشیو موضوعی
  آموزش دروس دبیرستان و پ.د
  مرجع کدهای جاوای وبلاگ
  زندگی نامه مشاهیر ایران و جهان
  قاچاق کرم
  منه من
  مهدویت و انتظار
  شعر و ادبیات
  کلام دکتر شریعتی
  یادداشت هفته
  مفاخر چایپاره
  آثار شاعران چایپاره
  شهدای چایپاره
  نقشه های هوایی
  قلعه بسطام
  تصاویر قدیمی چایپاره
  چایپاره به روایت تصویر
  آثار باستانی و جاذبه های گردشگری
  اخبار چایپاره
  موقعیت چایپاره

ورود کاربر
نام کاربري :
کلمه عبور :

ارسال پیام به من
نام :
ایمیل :
متن پیام :

نظر سنجي

 

 منو اصلي

صفحه نخست  ׀  پست الکترونيک  ׀  عضويت/ورود  ׀  آرشيو  ׀  جاست پرشين  ׀  تلفن همراه  ׀  رايانه  ׀  صوت و تصوير  ׀  ارتباط با ما  ׀  جستجو

  تمدن اورارتو در چايپاره
 موضوع مرتبط با :  تمدن هاي تاريخي در چايپاره

تمدن اورارتو در چایپاره

اورارتو در چايپاره

 

کشوری که در سده نهم قبل از میلاد در شرق آناتولی و در اطراف در یاچه وان،از اتحاد اتحادیه های طایفه ای پدید آمد،در زبان آشوری اورارتو و در 400کتیبه  بجای مانده اورارتویی ((   بی آی نیلی   Biainili ))نامیده می شده است که در زبان عبری و در تورات آرارات نامیده می شده است . این نام هنوز برکوه آرارات که  در سرزمین اورارتو ها قرار داشت باقی مانده است .در متن های بحر المیت)) اورات(I)arot ((در ترجمه بابلی  کتیبه بیستون(( اوراشتوUrashta))در ارمنی ((آئی راراتAirarat)) و در تواریخ  هردوت ((آلارودی،Alarodi))  نامیده می شده است.در منابع آشوری  ،نخستین بار در سده 13قبل از میلاد از اتحادیه قبایل اورارات نا برده شده است و در اتحادیه  قبیله ای دیگر نیز ،همزمان با آن در همان سرمین محلی وجود داشته است که  نامش نائیری بوده است.

دولت متمرکز اورارتودر نیمه سده 9 قبل از میلاد ،ازبه هم پیوستن همین اتحادیه ها پدید آمد.

قلمرو این دولت در زمانهای اوج قدرتش تا دریاچه سوان (گوگچه گل )در ارمنستان ،حوزه های رود دجله و بخش علیای فرات در جنوب و دریاچه ارومیه و حتی کوه سهند و زمانی تا نزدیکی کناره های غربی خزر در مشرق گسترش داشته و به عبارت دیگر بخش اعظم آذربایجانِ ایران را در بر می گرفته است   دکتر(( اِ.وِ شولِر،E.V.Shuler)) که در ترکیب یک هیئت علمی در ناحیه بسطام از توابع چایپاره  به کاوش باستانشناسی پرداخته است ،در مقاله خود تحت عنوان ((کتیبه های اورارتوی بسطام ))در باره مرزهای شرق آن امپراتوری چنین اظهار نظر کرده است :((هنوز زمان آن نرسیده است که از مدارک موجود نتیجه گیریهای تاریخی کنیم ... اینک باید در انتظار بیشتری از تحقیقات  قدیمی که به هر حال مورد توجه کافی قرار نگرفته اند باشیم))

 

ظروف سفالي كشف شده در بسطام



+| نوشته شده توسط مسعود علیزاده سالطه در 87/06/03       

  خاندان دنبلي
 موضوع مرتبط با :  تمدن هاي تاريخي در چايپاره

 

 

صاحب قاموس مینویسد دنبل بر وزن قنفذ نام قبیله ای از اکراد است که در اطراف موصل سکونت دارند احمد بن نصیرفقیه مشهور شافعی و علی بن ابی بکر بن سلیمان محدث از این طایفه می باشد.

مولف تاریخ بخش فارسی سلسله نسب این طایفه را به طریق ذیل بیان می کند.

ابا مظفر جعفر شمس الملک بن امیر عیسی ملقب به سلطان صلاح الدین بن یحیی کرد بن امیر یحیی بن امیر جعفر ثانی بن امیر سلیمان بن امیر شیخ احمد بیک بن امیر  موسی ملقب به ملک طاهر بن امیر عیسی ملقب به ملک طاهر بن امیر موسی بن امیر یحیی وزیر هارون الرشید بن قباد بن برمک بن اردوان بن برمک بن انوشیروان

       اسلاف امرای دنبلی جزو نقباء و مرشدین متصوفه  محسوب می شدند . امیر یحیی که  یکی از آن مشایخ است بنا به روایت صاحب شرفنامه  هزار و دویست تکیه و خانقاه در اطراف آذربابجان  و شام بنا نمود و سلسله بکتاشیه را رونقی تازه داد. قبور مشایخ دنبلی زیارتگاه عمومی بوده است.مشایخ این سلسله با سلاطین صفویه موتلف و متفق بودند عده ای از محدثین مذهب اثنا عشری از دنبلی ها بوده اند.محمد ابن وهبان دنبلی بواسطه کمیل بن زیاد نخعی از حضرت امیر المومنین (ع) حدیث روایت میکند. امیر احمدخان دنبلی معاصر نادرشاه افشار بوده و در سامراء آثار بسیار از او باقی است.مقبره دنبلی ها (دنابله) درسامرا تاکنون مشهور است موطن اصلی این طایفه نواحی کردستان بوده سپس به آذربایجان کوچ کرده و در آن نواحی اقامت نمودند. شهرخوی را کرسی  نشین امارت خود قرار داده و آن شهر را کاملا آباد نمودند . احمد خان دنبلی که معاصر نادر شاه بوده است در آبادانی  شهر خوی اقدامات بسیار نمود . قلمرو حکومت این سلسله در کردستان و اطراف تبریز بوده است . امیر بهلول دنبلی معاصر سلطان حیدر صفوی بوده و از روی خلوص عقیده تسلیم وی شد . سایر امرای دنبلی نیز از ملوک صفویه اطلاعات داشته اند .

     دنبلی ها به چندین شعبه مختلف منشعب شده اند که عبارتنداز قبیله یحیی دنبلی منسوب به امیر یحیی، شمسگی منسوب به شمس الملک دنبلی ، عیسی بگلو از اولاد امیر عیسی ، بگزادگان از نسل امیر فریدون و ایوبخانی منسوب به ایوب خان که به امر مامون عباسی و امیر تیمور و سلطان سلیم به اطراف کاشان ،خراسان ، خبوشان ، شیروان ، گنجه و قره داغ متفرق شدند .

یکی از رسوم دنبلی ها این بوده است که همیشه سر سلسله آنها از نسل امیر عیسی انتخاب شود . عبدالرزاق بیک دنبلی کتابی موسوم به ریاض الجنه راجع به حالات دنابله تالیف کرده است .

ابا حنیفه دینوری در کتاب انساب الاکراد می نویسد سر سلسله این طایفه به امیر عیسی منتهی می شود و امیر عیسی از احفاد برامکه وزرای بنی عباس می باشد.

      صاحب شرفنامه بدلیسی راجع به دنابله می نویسد: «نسب امرای دنبلی به عیسی نام شخصی از اعراب شام می پیوندد و به روایتی از عمریه به نواحی آذربایجان افتاده سلاطین ماضی ناحیه سکمن آباد خوی را به طریق اوجاقلق بدو ارزانی داشته مدتها در آنجا ساکن گشته روز بروز عشایر و قبایل بر او جمع شدند. در اوایل امرا و عشایر دنبلی به قاعده ناپسند یزیدی[1]عمل می نمودند و ثانی الحال که امرا ایشان به عیسی بیگی مشهورند و بعضی از عشایر از آن بدعت رجوع کرده طریقه اهل سنت و جماعت پیش گرفته اند و برخی همچنان در عقیده فاسد خود مصرند»  و به روایتی اصل عشایر دنبلی از ولایت بختی آمده و در مابین اکراد ایشان را دنبل بخت میخواندند و شیخ احمد بیک از اولاد عیسی بیک در زمان تراکمه آق قویونلو به مراتب عالی رسید و آق قویونلو ها قلعه بای و بعضی از ولایت حکاری را مسخر گردانیده بدو تفویض کردند. این شخص همان امیر دنبلی است که بعد از قتل عزالدین شیر ، از طرف آق قویونلو ها حکومت کردستان را داشته است. به زعم شرفنامه امارت و حکومت ایل دنبلی از  واقعه تسخیر حکاری شروع می شود.

سید حسن زنوزی نیز مختصری از حالات دنابله را در کتاب ریاض الجنه عربی نقل نموده است .

امین احمد رازی در کتاب تذکره هفت اقلیم شرحی راجع به دنابله می نویسد . 

مرحوم محمدعلی خان تربیت در کتاب دانشمندان آذربایجان در بخش دنبلی ها از کتاب ریاض الجنه نوشته عبدالرزاق بیک دنبلی استفاده کرده و می نویسد

       «بنا به نگارش تواریخ و سیر حسب و نسب دنبلی ها به یحیی برمکی منتهی می شود مشارلیه چهار پسر داشته جعفر ، محمد، فضل و موسی . این آخری و اولاد او والی شامات بوده و در آنجا 150سال سلطنت کرده اند . عیسی بیک نام از این خانواده که ابوموسی ثانی لقب داشته به قلعه دنبل و سگمان آباد آمده شیوه تفرد و تجرد پیش گرفته پس از زمانی اکراد دنبل که از سی هزار خانواده متجاوزبوده است دست ارادت به او داده و اعقاب اومدتها در آن سامان حاکم و فرمانفرمای آن طایفه شده ، قطور و اواجق و نخجوان و شرور و غیر آنهادر تصرف آنان بوده تا ظهور سلطان حیدر استقلال داشته اند. پیر موسی دنبلی در سنه 360 و امیر جعفر ملقب به شمس الملک متوفی در تاریخ 555 هجری از مشاهیر این سلسله بوده است و مقبره آنان در خارج شهر خوی به فاصله دو هزار ذرع از آن واقع شده و مناره کله آهو که در پهلوی آن مقبره از دور نمایان است از آثار همین شمس معروف بوده و از بقایای آن عهده است .امیر عیسی پدر شمس الملک و امیر یحیی جد وی که هزار و دویست تکیه و خانقاه در اطراف شام و آذربایجان بنا نهاده نیز از مشاهیر این سلسله میباشد .امیر محمودخان که متخلص به خاور و در زمان فتحعلی شاه مخاطب بار بوده از مشاهیر این طایفه می باشد . تاریخی تا سنه 1005و  یکی دیگر از آنها تاریخی علیهده برای دنبلیان تا سنه 1258نوشته اند و غیر از این نسخ خطی مختصری هم در جهان نما و شرفنامه و آثارالشیعه راجع به تاریخ و رجال این طایفه نوشته شده و هر سه کتاب چاپ شده اند.» 

    تمامی مورخینی که در دوره های زمانی متفاوتی در مورد اصل و نسب دنابله تحقیق نموده اند در این اصل اتفاق نظردارند که نسب دنابله به برمکیان میرسد و در این امر تردیدی نیست .

علاوه برکتاب قاموس وانساب الاکراد، تاریخ شرفنامه نوشته امیرشرف الدین خان بدلیسی، تذکره هفت اقلیم نوشته امین احمد رازی، تاریخ کاشان نوشته عبدالکریمخان کلانترضرابی متخلص به سهیل، آثارالشیعةالامامیه نوشته عبدالعزیزحواهرکلام(جزءچهارم)،ریاض الجنه نوشته عبدالرزاق بیگ متخلص به مفتون، ریاض الجنه نوشته محمد حسن ریاضی زنوزی متخلص به فانی،تذکره الدنابله که اصل نوشته متعلق به محمودخان خاور بوده و توسط اشتهاردی تنظیم و منشر گردیده، تاریخ دنابله نوشته حاجی محمدآقا پسرعبدالرزاق بیگ، تاریخ کشاف، تاریخ دنابله نوشته حسین خان پسر محمدصادق خان، رساله موتمن نوشته میرزا زین العابدین خان موتمن الاطبا پزشک مخصوص ناصرالدین شاه، تجربه الحرار وتسلیه الابرار نوشته عبدالرزاق بیگ و چندین کتاب دیگر که جملگی از کتابهای معتبر و مرجع میباشند، در خصوص اصل و نسب طایفه دنبلی اتفاق نظر دارند .

 


 

1- یزیدیه، از ادیان باستانی رایج در کردستان است.واژه یزیدی مشتق از کلمه «ایزد» یا «یزته» است که در زبان پارسی باستان به معنای «دین خدایی» است و هیچگونه ارتباطی به یزیدبن معاویه ندارد. یزیدیان از واژه ٔ داسنی برای نامیدن خود استفاده می‌کنند.
این دین پیش از ورود اسلام، در مناطق کردنشین وجود داشته و تحت تأثیر ادیان زرتشتی و مانوی قرار گرفته، از عقاید مهرپرستانه و ثنویت زرتشتی ،دین یهود و فرقهٔ «نسطوری» و عقاید صوفیه (پس از اسلام) نیز متاثر می باشد. در منابع مربوط به فرقه‌های اسلامی آن را فرقه‌ای از جمله غلاة شیعه دانسته‌اند .

یزیدیها بزبان کردی تکلم نموده و اکثر آنان در کردستان عراق ، در اطراف موصل و مغرب آن در ناحیهٔ سنجار و قسمت کردنشین ارمنستان و اطراف شهر تفلیس گرجستان زندگی می‌کنند هرچند که در سایر مناطق کردنشین هم پراکنده اند. شمار نسبتاً زیادی نیز در اروپا به ویژه آلمان مقیم هستند. شمار یزیدیان حدود ۱۵۰ هزار نفر ذکر شده‌است.
یزیدیها  بوسیلهٔ فردی بنام «شرف‌الدین ابوالفضائل عدی بن مسافر بن اسماعیل بن موسی بن مروان بن حسن بن مروان» معروف به شیخ عدی مسلمان شدند. وی فردی صالح و باتقوا و متولد شهر بعلبک سوریه بوده بعدها در منطقه حکاری در کردستان ترکیه و شهر موصل عراق ساکن گردیده‌ و در آن مناطق با نام «شیخ عدی حکاری» معروف شده است.شیخ عدی معاصر امیرجعفرشمس الملک و شیخ احمدبیگ دنبلی بوده و بین سالهای ۵۵۵ تا ۵۵۸  قمری و در سن ۹۰ سالگی فوت نموده، آرامگاهش در نزدیکی شهراربیل واقع است. گروهی بنام «میرها»  که خود را منسوب به شیخ عدی میدانند در میان یزیدیها از احترام خاصی برخوردارند.

دنبلی

 

چورس مركز حكومت دنبلي

با خرابي هايي كه عثماني ها از دوره شاه طهماسب بر خوي  وارد کردند ،اين شهر اعتبار اوليه خود را ازدست داد و مركزيت از آنجا به چورس منتقل شد.

سلمان خان سوء باشي اولين كسي بود كه در زمان شاه عباس اول صفوي  ،حاكم چورس و سلماس شد و چورس را به عنوان مركز حكومت خود قرار داد.پس مي توان نتيجه گرفت كه در اين زمان چورس از لحاظ سياسي حاكم برخوي و سلماس بوده و هركدام از اين دو شهر تابع چورس بودند. سلمان خان با نشان دادن رشادت هاي بسيار ،در دربار شاه عباس مقام و منزلت يافت و به مقام ارجمندي و لقب سوء باشي نايل آمد بعد ها با دلاوري هايي كه سلمان خان سوءباشي در جنگ هاي مختلف نشان داد مورد شفقت شاهانه قرار گرفت و به مرتبه بلند خانی رسید.

سلمان خان بعد از 22سال حكومت ،در سال 1040 ه.ش در گذشت و پسر زاده اش ایوب خان برجای او نشست و حاکم سلماس ،چورس و 9بلوك  تابعه و ایل دنبلي گردید .

پس از کشمکش  هاي فراوان بين عثماني ها و صفويان  با انعقاد معاهده قصر شيرين، آرامش نسبي در ايران برقرار شد  و كاروانهاي تجاري از راه عثماني نويد رونق اقتصادي را براي چورس دادو باعث عمران  آباداني چورس گشت و بناهاي زيادي ازجمله مسجد اقصي چورس با آن عظمت توسط مرتضي قلي خان ساخته شد . و اين رونق اقتصادي باعث شد ،چورس تا پايان حكومت صفويه مركزيت خود را در اين بخش از آذربايجان از آن   خود سازد

 



+| نوشته شده توسط مسعود علیزاده سالطه در 87/06/03       


زمان




لينكستان
مقام معظم رهبری
ریاست جمهوری
مجلس شورای اسلامی
قوه قضاييه
چورس
تابوت عشق(مجید جعفرزاده کسیانی)
شطرنج(حبیب حسن نژاد)
هفته نامه اورین خوی
اوقات شرعی
وضع هواي فعلي قره ضياالدين
chaypara88
پايگاه مقالات فارسي
مراجع عظام تقلید
رويكرد هاي جهان

آخرین مطالب
حالم خوش نیست...
حمام خان بیگ بیگجوان
مرگ تدریجی یک دریا
تصاویر قدیمی از چورس
آلاله اول
کتاب "نکته های تربیتی" منتشر شد
ورود گروه صلح و دوستی قزاقستانی به چایپاره
اخبار چایپاره
آلبوم فوق العاده شنیدنی بنیامین بهادری به نام 88 با کیفیت بالا
من برگشتم
تو پشت ابری و این قدر تابشت زیباست...
شرح دهستان بسطام
تمدن اورارتو
سه دژ اورارتویی دیگر چایپاره
شرح کامل كتيبه اورارتويي بسطام
تصاویری از قلعه بسطام که چند وقت پیش گرفتم
گالری تصاویر باستانشناسان آلمانی در بسطام سال های 1969-1978
ظروف و اشیای سفالی پیدا شده در بسطام توسط هیئت باستانشناسی آلمانی1969-1978
چشم انداز ها و حفاری های انجام شده در قلعه بسطام توسط هیئت باستانشناسی آلمانی1969-1978
چشم انداز هایی از قلعه بسطام تهیه شده توسط گروه باستانشناسی آلمانی1969-1978
دنیا را نگه دارید،می خواهم پیاده شوم
بهشت هم به جهنم...
چراغی در افق
سنگ آسیاب چورس
چشمه ی آب معدنی (شورسو)ی چایپاره
یغیم داش کامل آباد
پل دوقوز گوز قره ضیاءالدین مرمت شد
5هزار میلیارد ریال اعتبار ویژه برای تکمیل سدهای نیمه تمام کشور اختصاص یافت
مدال برنز جهانی بر سینه ورزشکار چایپاره ای
وصيت نامه شهيد اسماعيل شهبازي

کليه حقوق اين سايت متعلق به كانونپانا چايپاره مي باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است

All Rights Reserved 2006-2009 Kanoonpana.Chaypareh