مرتبط با :
قلعه بسطام
تمدن اورارتو در چایپاره
کشوری که در سده نهم قبل از میلاد در شرق آناتولی و در اطراف در یاچه وان،از اتحاد اتحادیه های طایفه ای پدید آمد،در زبان آشوری اورارتو و در 400کتیبه بجای مانده اورارتویی (( بی آی نیلی Biainili ))نامیده می شده است که در زبان عبری و در تورات آرارات نامیده می شده است . این نام هنوز برکوه آرارات که در سرزمین اورارتو ها قرار داشت باقی مانده است .در متن های بحر المیت)) اورات(I)arot ((در ترجمه بابلی کتیبه بیستون(( اوراشتوUrashta))در ارمنی ((آئی راراتAirarat)) و در تواریخ هردوت ((آلارودی،Alarodi)) نامیده می شده است.در منابع آشوری ،نخستین بار در سده 13قبل از میلاد از اتحادیه قبایل اورارات نام برده شده است و در اتحادیه قبیله ای دیگر نیز ،همزمان با آن در همان سرمین محلی وجود داشته است که نامش نائیری بوده است.
دولت متمرکز اورارتودر نیمه سده 9 قبل از میلاد ،ازبه هم پیوستن همین اتحادیه ها پدید آمد.
قلمرو این دولت در زمانهای اوج قدرتش تا دریاچه سوان (گوگچه گل )در ارمنستان ،حوزه های رود دجله و بخش علیای فرات در جنوب و دریاچه ارومیه و حتی کوه سهند و زمانی تا نزدیکی کناره های غربی خزر در مشرق گسترش داشته و به عبارت دیگر بخش اعظم آذربایجانِ ایران را در بر می گرفته است .
كتيبه هاي زيادي از اورارتو ها در آذربايجان و شرق آناطولي پيدا شده است و در آذربايجان تا حال 8 لوحه از آنها پيدا شده است. اگر در آذربايجان كه پر از قلعه و تپه هاي باستاني است، كاوشگري هاي علمي آنجام گيرد، مطمئنا آثار بيشتري از اورارتو ها، ماننا و ماد پيدا خواهد شد. در اينجا به چند تا از كتيبه هاي اورارتويي پيدا شده در آذربايجان اشاره مي شود.
يك تيم باستانشناسي آلماني در سال 1910 در منطقه بسطام ، بين راه مرند و قاراضياالدين يك كتيبه سنگي كه از طرف "روسائ دوم" شاه اورارتو در سال 685 ق . م نويسانده شده بود را پيدا كردند. اين كتيبه به ساختن معبد خالدي ( قالدي )، خداي بزرگ اورارتو ها در آنجا توسط "روسائ دوم" اشاره ميكند. يك هيئت آلماني ديگر در سالهاي 1969-1978 ميلادي موفق به كشف چهار قلعه اورارتويي در همان منطقه شدند. لوحه اورارتويي معروف به لوحه سقين ديل كه در روستاي سقين ديل در نزديكي ورزقان در منطقه قاراداغ پيدا شده است، مربوط به "ساردوي دوم" ( 733-750 ق . م ) ميباشد. در اين كتيبه، وي از فتح ديار پولو آدي pulo adi و شهر ليب لي اوني Libli uni خبر ميدهد. دو ستون سنگي نيز از منطقه بين اشنويه -رواندوز پيدا شده است و آنها به دو زبان آشوري و اورارتويي نوشته شده اند. اين دو كتيبه از ايشپوييني ( 810-825 ) ميباشند و در موزه اورميه نگه داري ميشوند. لوحه هاي نيز در حوالي سراب، بين اورميه - اوشنويه، در روستاي داش تپه، ۱۹ كيلومتري قوشاچاي ( مياندواب ) پيدا شده است. ( دكتر ر. رئيس نيا،آذربايجان در سير تاريخ ص 184 )
در سال 1374 شمسي يك مجسمه اورارتويي مربوط به 1100 ق . م در شهر بابل (شمال ايران) از قاچاقچيان گرفته شد. (روزنامه اطلاعات 25 تير 1374 )
در زمان پادشاهي مئنوا ( 788-810 ق . م ) لشكريان «اورارتو» با گذشتن از رود ارس منطقه نخجوان را به تصرف خود درآوردند. «مئنوا» براي حفظ نواحي تسخير شده، در ساحل راست شمالي رود ارس نزديك قصبهاي كه اكنون به نام تركي «داش بورون» معروف است مركز اداري تأسيس كرد، و آن را «مئنوآهينيلي» Menua Ahinli ناميد.
كتيبه معروف نشتبان كه در نزديكي روستايي به همان اسم در نزديكي سراب پيدا شده، از آرقيشتي دوم ( 685-713 ق . م ) بوده و مضمون قسمتي از متن آن كتيبه چنين است: ...،به قوه و اراده خالدي ،من ... سرزمين ها را فتح كردم ... ، من به ساحل رودخانه مونا رسيده و از آنجا بر گشتم، من سرزمين هاي قيردو، قيتوهاني و توايشدو را فتح كرده و خراج گذار خود گردانيدم ( دكتر ر. رئيس نيا،ص 177 ).
در سال 1971 در منطقه رازليق، در 12 كيلومتري شمال سراب، كتيبه اي كنده شده بر كوه زاغان توسط تيم باستانشناسي آلماني پيدا شد. آرقيشتي دوم آن كتيبه را به مناسبت فتح آن منطقه بر آن كوه كنده بود، او همچنين از ساختن قلعه آرقيشتي ايردو ( اردو ) در آنجا خبر ميدهد. كتيبه به ساختن قلعه اي ( پادگان، پايگاه ) نظامي براي ارتش آرقيشتي در آن منطقه اشاره ميكند.
از همسايگان مهم اورارتوها در حوالي سده 8 ق . م ماننا در شرق و جنوب شرق، آشوريان در جنوب، ترکهای كيمئر ( بعدها لوديه) در غرب بودند.
اسامي شاهان مهم اورارتو:
آرمه ( دوران شاهي 844-880 ق . م )، ساردوي اول ( 828-844 ق . م )، ايش پوييني ( 810-825 ق . م )، آرقيشتی اول ( 753-785 ق . م )، ساردوي دوم ( 733-753 ق . م )، روسای اول (713-735 ق . م )، آرقيشتي دوم ( 685-713 ق . م )، روسای دوم( 645-685 ق . م )، روساي سوم( 585-610 ق . م ).
مصه صير ( موساسير ) دومين شهر بزرگ اورارتو ها بود و در غرب درياچه اورميه، در خاك عراق كنوني قرار داشت. آن شهر مركز فرهنگي و ديني اورارتو بود و عبادتگاه بزرگ خالدي ٫ هالدی = در ترکی باستان به معنی بهشت، در آنجا قرار داشت. بنا ها و عبادتگاه هاي عظيمي در آن شهر ساخته شده بود. در كاوشگري هايي كه در مصه صير انجام شده، باستان شناسان خرابه هاي سراي اورزانا را از زير خاك در آورده اند و هنر معماري آن شگفت انگيز و عين معماري بناهاي يونان قديم ميباشد. چون قدمت آن سه چهار قرن بيشتر از بناهاي يوناني است لذا تاريخ دانان عقيده دارند كه يوناني ها اين نوع معماري را از اورارتو ياد گرفته و در بناهاي خود به كار برده اند. تخت جمشيد و ساير بنا هاي زمان هخامنشيان نيز كپي از معماري اورارتو - ماننا ميباشد، داريوش در كتيبه اش اشاره ميكند كه دكوراسيون، معماري و طلاكاري تخت جمشيد را هنرمندان ماد انجام دادند.
سارگون دوم در سال 714 ق . م شهر مصه صير را گرفته و ويران كرد و طبق كتيبه هايش 1 تن طلا، 5 تن نقره و ديگر وسايل قيمتي از عبادتگاه خالدي غارت كرد.
آن ثروتي را كه از سراي اورزانا و عبادتگاه خالدي در شهر موساسير به دستم آمد قابل شمارش نبود، همه را بر سربازان بيشمارم بار كرده و آنها را مجبور كردم كه آن ثروت عظيم را به خاك آشور ببرند. (دكتر.ر. رئيس نيا، آذربايجان در سير تاريخ، جلد 1 ص 184 )
در منابع آشوري در باره اين لشكر كشي سارگون دوم ، خصوصا در باره فتح و غارت شهر تاريخي اولخو در دامنه كوه كيشپال باستاني، يونقاليق داغي امروزي ، معلومات زياد، نوشتجات و شكل ها باقي مانده است. (پيو تئروفسكي، اورارتو، ص 47 )
دين اورارتو ها: آنها نيز مثل ساير التصاقي زبانها به خدايان مختلف، الهام گرفته از طبيعت ايمان داشتند. در نتيجه تحقيقات تاريخ دانان، 78 تن از خدايان اورارتوها شناسايي شده است، خالدي بزرگترين و مهمترين خداي آنها بود و ديگر خدايان از او دستور ميگرفتند. شاهان اورارتو تمام كتيبه هايشان را با نام خالدي شروع كرده اند. ايميش خداي دولت و جنگ بود.
زبان اورارتوها شاخه اي از زبان هوري ها و يك زبان التصاقي و خويشاوند با زبان ماننايي، ايلامي، سومري و ... بود كه به مرور زمان به زباني مستقل تبديل شده بود.
خط اورارتو ها: تا سده 9 قبل از ميلاد هيروگليف و از آن زمان به بعد از خط ميخي كه سومريان اختراع كرده بودند، استفاده ميكردند. آنها فرم و شكل خط ميخي را طوري تغيير داده بودند كه بتوانند صداها و كلمات مخصوص زبان خود را با آن بنويسند. در اوايل حكومتشان به زبان آشوري نيز مينوشتند ولي بعدها فقط به زبان خودشان مينوشتند.
در طي سده هاي 9 تا 7 ق . م آذربايجان بارها از طرف آشوري ها و اورارتو مورد حمله قرارگرفت. آشوري ها به جز قتل و غارت كاري ديگر نمي كردند و مردم آذربايجان هميشه در برابر استيلاگري و وحشيت آنان جانانه از سرزمين خود دفاع ميكردند. اورارتو ها بيش از يك قرن بر بخش بزرگي از آذربايجان حكومت كردند و از آنجاييكه هم تبار با مردم آذربايجان بودند و با زباني خويشاوند با زبان آنها صحبت ميكردند لذا هچوقت در آنجا مثل يك اشغالگر و بيگانه عمل نكردند و مردم آذربايجان به آنها به چشم بيگانه نگاه نميكردند. بعضي از شاهان اورارتو خيلي از شاهان محلي در آذربايجان را در مقابل آشوري ها ياري ميكردند. در زمان روساي دوم، Aza آزا شاه ماننا، در قيامي حكومتي كشته ميشود و روساي اول پسر او اولو سونو Ulu Suno را در رسيدن به حكومت ياري كرد و بعدا آن دو همراه با هيت ها و بابل بر عليه آشور متحد شدند. سارگون دوم شاه آشور براي جلوگيري از اتحاد آنها سريعا وارد عمل شد و در سال 717 ق . م كركميش پايتخت هيت ها را ويران كرد و بعد در سال 714 ق . م به ماننا، اورارتو حمله كرده و شهر هاي بسياري را خراب كرد. سارگون دوم در كتيبه هايش از آباداني بي نظير آذربايجان در آن زمان ابراز شگفتي كرده است. اورارتو ها در پيشرفت و آباداني آذربايجان خيلي تلاش كردند، آنها كارهاي بزرگي در شهر سازي، كندن قنات و كانالهاي آبياري، راه سازي، رونق دادن كشاورزي و باغداري، درست كردن درياچه هاي مصنوعي ( كئشيش گول يادگاريست از آنها ) و غيره انجام دادند و در تامين رفاه مردم خيلي موفق عمل كردند ("م .ت . ذهتابي"، تاريخ ديرين تركان ايران، ص 105).
به عقيده تاريخ دانان هنر قنات سازي از ابتكارات اورارتو ها بود و ملت هاي ديگر از آنها ياد گرفتند ( "ريچارد فراي"، برگهاي زرين تاريخ ايران).
|